فرهنگ آریانپور
خوش ترکیب
#۸۳٬۳۶۱
shapely
خوش ریخت، خوش ترکیب، شکیل، خوش بر و رو
well favored
زیبا، خوشگل، خوش ظاهر، خوش ترکیب
neat
پاکیزه، تمیز، شسته و رفته، مرتب، گاو
trim
درست کردن، آراستن، زینت دادن، پیراستن، تراشیدن، چیدن، پیراسته، مرتب، پاکیزه، تر و تمیز، وضع، حالت، تودوزى و تزیینات داخلى اتومبیل
regular
منظم، مرتب، با قاعده، معین، مقرر، عادى، باقاعده
sightly
(معنى مجازى) مریى، مقبول، مطبوع نظر، مورد نظر
graceful
دلپذیر، مطبوع، برازنده، پر براز