فرهنگ آریان‌پور

خوش ترکیب

#۸۳٬۳۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

shapely

خوش ریخت، خوش ترکیب، شکیل، خوش بر و رو

۲

well favored

زیبا، خوشگل، خوش ظاهر، خوش ترکیب

۳

neat

پاکیزه، تمیز، شسته و رفته، مرتب، گاو

۴

trim

درست کردن، آراستن، زینت دادن، پیراستن، تراشیدن، چیدن، پیراسته، مرتب، پاکیزه، تر و تمیز، وضع، حالت، تودوزى و تزیینات داخلى اتومبیل

۵

regular

منظم، مرتب، با قاعده، معین، مقرر، عادى، باقاعده

۶

sightly

(معنى مجازى) مریى، مقبول، مطبوع نظر، مورد نظر

۷

graceful

دلپذیر، مطبوع، برازنده، پر براز