فرهنگ آریان‌پور

خوش برخورد

#۸۳٬۳۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

affable

مهربان، دلجو، خوش برخورد، خوشخو

۲

accessible

دستیابى پذیر، در دسترس، قابل وصول، نزدیک (شدنى)، آماده ى پذیرایى، خوش برخورد، دست یافتنى

۳

bland

ملایم، شیرین و مطلوب، نجیب، آرام، بى مزه

۴

suave

فهمیده و با ادب، نرم، ملایم، مودب، خوش خوراک، شیک

۵

matey

رفیق، صمیمانه، دوستانه

۶

mixer

آمیزنده، مخلوط کن simpatico

۷

genial

خوش مشرب، خوش معاشرت، خوش دهن

۸

likable

دوست داشتنى

۹

winsome

با مسرت و خوشى، مناسب، خوش آیند، پیروز

۱۰

likeable

دوست داشتنى

۱۱

accommodating

همساز، همساز کردن، جا دادن، منزل دادن، وفق دادن با، تطبیق نمودن، تصفیه کردن، اصلاح کردن، آماده کردن (براى)، پول وام دادن (به کسى)