فرهنگ آریان‌پور

خوری - پر -

#۸۳٬۲۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

gut

روده، زه، تنگه، شکم، شکنبه، (در جمع) دل و روده، احشاء، پر خورى، شکم گندگى، طاقت، جرات، بنیه، نیرو، روده در آوردن از، غارت کردن، حریصانه خوردن

۲

gorge

گلو، حلق، دره تنگ، گلوگاه، آبکند، شکم، گدار، پر خوردن، زیاد تپاندن، با حرص و ولع خوردن، پر خورى کردن، پر خورى

۳

gastronomy

علم اغذیه لذیذه، خوش گذرانى، پر خورى