فرهنگ آریان‌پور

خورنده

#۸۳٬۲۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

corrosive

خورنده، تباه کننده، فاسد کننده، ماده اکاله، موجد زنگ (در فلز و گیاه)

۲

feeder

خوراک دهنده، (غذا) خورنده، چرنده، (در جمع) چارپایان پروارى، رود فرعى، بطرى پستانک دار، سوخت رسان، ناودان

۳

pecker

نوک زن، سوراخ کن، نوعى کلنگ، (جانور شناسى) دارکوب، منقار، خورنده، بینى، دماغ

۴

want

خواست، خواسته، خواستن، لازم داشتن، نیازمند بودن به، نداشتن، کم داشتن، فاقد بودن، محتاج بودن، کسر داشتن، فقدان، عدم، نقصان، نیاز، ندارى

۵

voice

صدا، ادا کردن، واک، صوت، آوا، با صدا بیان کردن

۶

caustic

(مجازى) نیشدار، تند، تیز، هجو آمیز، سوزش آور caustic eater