فرهنگ آریانپور
خورش
#۸۳٬۲۳۳
food
خوراک، غذا، قوت، طعام
stew
تاس کباب، نگرانى، گرمى، داغى، آهسته جوشانیدن، آهسته پختن، دم کردن
feeding
(past: fed ; past participle: fed) ـ خورد، خوراندن، تغذیه کردن، جلو بردن، خوراک دادن، پروردن، چراندن، خوردن، خوراک، علوفه feed