فرهنگ آریانپور
خورده شدن
#۸۳٬۲۲۷
fret
اذیت، اخم، ترشرویى، تحریک، تهییج، هیجان، بى حوصلگى، جیغ، فریاد، داراى نقشه هاى پیچ در پیچ کردن، جور به جور کردن، گلابتون دوزى کردن، اخم کردن، پوست را بردن، کج خلقى کردن، سائیده شدن، هایهو کردن، جویدن، مجروح کردن، رنگ آمیزى کردن
eaten
(past: ate ; past participle: eaten) ـ خوردن، مصرف کردن، تحلیل رفتن eat