فرهنگ آریان‌پور

خوردنی

#۸۳٬۲۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

edible

خوردنى، ماکول، چیز خوردنى، خوراکى

۲

eatable

خوردنى، ماکول

۳

comestible

خوردنى، خوراکى (در جمع)، قابل خوردن

۴

goody

زن کامل و محترمه از طبقات پایین، شیرینى، چیز خوردنى، مغز گردو و غیره، قاقا

۵

esculent

(edible =) ـ خوردنى

۶

trencher

تخته نان برى، خوراکى هاى روى میز، پالتو بارانى، ماکول، خوردنى، مفت خور

۷

viand

غذا، خواربار، خوراک، ماکولات، گوشت

۸

drinkable

قابل آشامیدن

۹

nutrition

تغذیه، تقویت، قوت گیرى، قوت، خوراک، غذا

۱۰

nourishment

غذا، قوت، خوراک، تغذیه