فرهنگ آریان‌پور

خوردن در مورد فلزات

#۸۳٬۱۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

bite

(past: bit ; past participle: bitten) ـ گاز گرفتن، گزیدن، نیش زدن، گاز، گزش، گزندگى، نیش

۲

gnaw

خاییدن، گاز گرفتن، کندن (با گاز یا دندان)، تحلیل رفتن، فرسودن، مانند موش جویدن، سائیدن

۳

erode

فرسائیدن، خوردن، سائیدن، فاسد کردن، سائیده شدن

۴

corrode

خوردن (اسیدوفلزات)، پوسیدن، زنگ زدن (فلزات)