فرهنگ آریانپور
خوردن در مورد فلزات
#۸۳٬۱۹۸
bite
(past: bit ; past participle: bitten) ـ گاز گرفتن، گزیدن، نیش زدن، گاز، گزش، گزندگى، نیش
gnaw
خاییدن، گاز گرفتن، کندن (با گاز یا دندان)، تحلیل رفتن، فرسودن، مانند موش جویدن، سائیدن
erode
فرسائیدن، خوردن، سائیدن، فاسد کردن، سائیده شدن
corrode
خوردن (اسیدوفلزات)، پوسیدن، زنگ زدن (فلزات)