فرهنگ آریانپور
ازمایشی
#۸٬۳۱۹
tentative
آزمایشى، تجربى، امتحانى، عمل تجربى
experimental
آزمایشى، تجربى
pilot
رهبر، لیدر، خلبان هواپیما، راننده کشتى، اسباب تنظیم و میزان کردن چیزى، پیلوت، چراغ راهنما، رهبرى کردن، خلبانى کردن، راندن، آزمایشى
empiric
مبنى بر تجربه، آزمایشى، تجربى، غیرعلمى
testable
آزمون پذیر، امتحان پذیر، آزمایشى، شهادت پذیر
probative
(probatory =) ـ آزمایشى، اکتشافى، دال بر اثبات، مشروط
probatory
(probative =) ـ آزمایشى، اکتشافى، دال بر اثبات، مشروط
test
آزمون، آزمودن، آزمایش، امتحان کردن، محک، معیار، محک زدن، آزمودن کردن test testtube
trial
محاکمه، دادرسى، آزمایش، امتحان، رنج، کوشش، سعى
exploratory
اکتشافى roughandready shakedown
experimentation
آزمایش