فرهنگ آریان‌پور

ازمایشی

#۸٬۳۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

tentative

آزمایشى، تجربى، امتحانى، عمل تجربى

۲

experimental

آزمایشى، تجربى

۳

pilot

رهبر، لیدر، خلبان هواپیما، راننده کشتى، اسباب تنظیم و میزان کردن چیزى، پیلوت، چراغ راهنما، رهبرى کردن، خلبانى کردن، راندن، آزمایشى

۴

empiric

مبنى بر تجربه، آزمایشى، تجربى، غیرعلمى

۵

testable

آزمون پذیر، امتحان پذیر، آزمایشى، شهادت پذیر

۶

probative

(probatory =) ـ آزمایشى، اکتشافى، دال بر اثبات، مشروط

۷

probatory

(probative =) ـ آزمایشى، اکتشافى، دال بر اثبات، مشروط

۸

test

آزمون، آزمودن، آزمایش، امتحان کردن، محک، معیار، محک زدن، آزمودن کردن test testtube

۹

trial

محاکمه، دادرسى، آزمایش، امتحان، رنج، کوشش، سعى

۱۰

exploratory

اکتشافى roughandready shakedown

۱۱

experimentation

آزمایش