فرهنگ آریان‌پور

خوردن - لیز -

#۸۳٬۱۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

slip

لغزش، خطا، سهو، اشتباه، لیزى، گمراهى، قلمه، سرخورى، تکه کاغذ، زیر پیراهنى، ملافه، روکش، متکا، نهال، اولاد، نسل، لغزیدن، لیز خوردن، گریختن، سهو کردن، اشتباه کردن، از قلم انداختن

۲

scoot

بسرعت و مثل تیر شهاب رفتن، جستن، سرعت داشتن، ناگهان سر خوردن، لیز خوردن

۳

scrieve

(اسکاتلند) لیز خوردن، تند خواندن