فرهنگ آریانپور
خوردن - لیز -
#۸۳٬۱۸۰
slip
لغزش، خطا، سهو، اشتباه، لیزى، گمراهى، قلمه، سرخورى، تکه کاغذ، زیر پیراهنى، ملافه، روکش، متکا، نهال، اولاد، نسل، لغزیدن، لیز خوردن، گریختن، سهو کردن، اشتباه کردن، از قلم انداختن
scoot
بسرعت و مثل تیر شهاب رفتن، جستن، سرعت داشتن، ناگهان سر خوردن، لیز خوردن
scrieve
(اسکاتلند) لیز خوردن، تند خواندن