فرهنگ آریانپور
خوردن - شکست -
#۸۳٬۱۶۲
fail
خراب شدن، تصور کردن، موفق نشدن، شکست خوردن، رد شدن، قصور ورزیدن، عقیم ماندن، ورشکستن، وا ماندن، در ماندن
flop
صداى تلپ، صداى چلپ، با صداى تلپ افتادن، شکست خوردن
lose
(past: lost ; past participle: lost) ـ گم کردن، مفقود کردن، تلف کردن، از دست دادن، زیان کردن، منقضى شدن، باختن (در قمار و غیره)، شکست خوردن
flunk
شکست، (زبان عامیانه، آمریکایى) شکست خوردن (در امتحانات)، چیدن، موجب شکست شدن
slip up
سر خوردن، (در گویش) اشتباه کردن، شکست خوردن
lose out
(در گویش) شکست خوردن، توفیق نیافتن