فرهنگ آریانپور
خوردن - سر -
#۸۳٬۱۵۸
skid
تیر حایل، تیر پایه، لغزیدن، غلتگاه، سر خوردن، ترمز ماشین، تخته پل، راه شکست، مسیر سقوط، ترمز کردن، سریدن، سرانیدن
glide
سر خوردن، خرامش، سریدن، آسان رفتن، نرم رفتن، سبک پریدن، پرواز کردن بدون نیروى موتور، خزیدن
skate
یارو، آدم پست، اسب مردنى، (جانور شناسى) لقمه ماهى، ماهى چهار گوش، کفش یخ بازى، سر خوردن، اسکیت بازى کردن، سرسره بازى کردن، کفش چرخ دار
glissade
سرازیرى و شیب مناسب، سر خوردن، سر خوردن در بالت
sideslip
یکور شدن، سر خوردن (اتومبیل و امثال آن)
slip up
سر خوردن، (در گویش) اشتباه کردن، شکست خوردن