فرهنگ آریانپور
خوردن - حریصانه -
#۸۳٬۱۵۴
gut
روده، زه، تنگه، شکم، شکنبه، (در جمع) دل و روده، احشاء، پر خورى، شکم گندگى، طاقت، جرات، بنیه، نیرو، روده در آوردن از، غارت کردن، حریصانه خوردن
lap
دامن لباس، لبه لباس، سجاف، محیط، محل نشو و نما، آغوش، سرکشیدن، حریصانه خوردن، لیس زدن، با صدا چیزى خوردن، شلپ شلپ کردن، تاه کردن، پیچیدن
gull
(جانور شناسى) یاعو، مرغ نوروزى، نوعى رنگ خاکسترى کمرنگ، (سابقا) حریصانه خوردن، بلعیدن، حفر کردن، آدم ساده لوح و زود باور، گول، گول زدن، مغبون کردن، گود کردن
wolf
(جانور شناسى) گرگ، حریصانه خوردن، بوحشت انداختن
devour
بلعیدن، فرو بردن، حریصانه خوردن
gobble
حریصانه خوردن، تند خوردن، قورت دادن، صداى بوقلمون در آوردن
guzzle
بلعیدن، حریصانه خوردن، سرکشیدن
engorge
حریصانه خوردن، بلعیدن