فرهنگ آریان‌پور

خوردن - حریصانه -

#۸۳٬۱۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

gut

روده، زه، تنگه، شکم، شکنبه، (در جمع) دل و روده، احشاء، پر خورى، شکم گندگى، طاقت، جرات، بنیه، نیرو، روده در آوردن از، غارت کردن، حریصانه خوردن

۲

lap

دامن لباس، لبه لباس، سجاف، محیط، محل نشو و نما، آغوش، سرکشیدن، حریصانه خوردن، لیس زدن، با صدا چیزى خوردن، شلپ شلپ کردن، تاه کردن، پیچیدن

۳

gull

(جانور شناسى) یاعو، مرغ نوروزى، نوعى رنگ خاکسترى کمرنگ، (سابقا) حریصانه خوردن، بلعیدن، حفر کردن، آدم ساده لوح و زود باور، گول، گول زدن، مغبون کردن، گود کردن

۴

wolf

(جانور شناسى) گرگ، حریصانه خوردن، بوحشت انداختن

۵

devour

بلعیدن، فرو بردن، حریصانه خوردن

۶

gobble

حریصانه خوردن، تند خوردن، قورت دادن، صداى بوقلمون در آوردن

۷

guzzle

بلعیدن، حریصانه خوردن، سرکشیدن

۸

engorge

حریصانه خوردن، بلعیدن