واژههای فارسی←خوردن - جوش -فرهنگ آریانپورخوردن - جوش -#۸۳٬۱۵۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱weldجوش، جوش دادن، جوش خوردن، جوشکارى کردن، پیوستن۲anastomoseبه هم پیوستن، جوش خوردن (در مورد اعضاء بدن)واژههای نزدیک در الفباخوبترینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخوبرومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخوبرویمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخوبروییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخوبیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخوبی - بهمان -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر