فرهنگ آریان‌پور

خوردن - جوش -

#۸۳٬۱۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

weld

جوش، جوش دادن، جوش خوردن، جوشکارى کردن، پیوستن

۲

anastomose

به هم پیوستن، جوش خوردن (در مورد اعضاء بدن)