فرهنگ آریان‌پور

خوردن - تلوتلو -

#۸۳٬۱۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

lurch

چرخش ناگهانى کشتى به یک سو، کج شدن، فریب، خدعه، گوش بزنگى، آمادگى، شکست فاحش، نوسان، تلوتلو خوردن

۲

swale

سرزمین گود و مرطوب، تلوتلو خوردن

۳

dodder

(گیاه شناسى) کتان صحرایى، لرزیدن، تلوتلو خوردن

۴

swinge

سخت زدن، قایم زدن، زخم زبان زدن، تلوتلو خوردن، به دور چیزى چرخیدن، لنگر

۵

teeter

بالا و پایین رفتن، الله کلنگ بازى کردن، پس و پیش رفتن، تلوتلو خوردن

۶

wobble

(در چرخ) لنگ بودن، جنبیدن، تلوتلو خوردن، و ول خوردن، مردد بودن، مثل لرزانک تکان خوردن، لنگى چرخ، لق بودن

۷

shamble

(به صورت جمع) کشتارگاه، (مجازى) قتلگاه، تلوتلو خوردن، سلاخى کردن، کشتار کردن

۸

stagger

گوزن (قرمز نر)، کره اسب، حیوان نر (به طور کلى)، جلسه یا مهمانى مردانه، کوتاه کردن، بریدن، جاسوسى کردن، پائیدن

۹

stumble

لغزیدن، سکندرى خوردن، سهو کردن، تلوتلو خوردن، لکنت داشتن، اتفاقا برخوردن به

۱۰

vacillate

دودل بودن، دل دل کردن، تردید داشتن، مردد بودن، نوسان کردن، جنبیدن، تلوتلو خوردن