فرهنگ آریان‌پور

خورد کردن - زد -

#۸۳٬۱۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

pickeer

زد و خورد کردن، لاس زدن، جاسوسى کردن

۲

skirmish

کشمکش، زد و خورد، جنگ جزیى، زد و خورد کردن