واژههای فارسی←خورد - عرق -فرهنگ آریانپورخورد - عرق -#۸۳٬۱۱۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱drank(past: drank ; past participle: drunk) ـ آشامیدن، نوشانیدن، آشامیدنى، نوشابه، مشروب drinkواژههای نزدیک در الفباخوبترینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخوبرومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخوبرویمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخوبروییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخوبیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخوبی - بهمان -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر