فرهنگ آریانپور
خورد - زد -
#۸۳٬۱۰۷
fight
(past: fought ; past participle: fought) ـ جنگ، نبرد، کارزار، پیکار، زد و خورد، جنگ کردن، نزاع کردن، جنگیدن
battle
رزم، پیکار، جدال، مبارزه، ستیز، جنگ، نبرد، نزاع، زد و خورد، جنگ کردن
combat
پیکار، نبرد، زد و خورد، ستیز، حرب، مبارزه کردن، رزم، جنگیدن با
fracas
قیل و قال، مزاحمت، زد و خورد، بلوا
medley
آمیخته، اختلاط، مختلط، رنگارنگ، زد و خورد، (موسیقى) قطعه موسیقى مختلط
skirmish
کشمکش، زد و خورد، جنگ جزیى، زد و خورد کردن
set to
زد و خورد، نبرد، مشت بازى، درگیرى، با اشتیاق شروع کردن