فرهنگ آریان‌پور

خوراند

#۸۳٬۰۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

fed

خوراک داد، خوراند، پرورد، رزق داد، روشن نگاه داشت، روزى داد (به)

۲

feed

(past: fed ; past participle: fed) ـ خورد، خوراندن، تغذیه کردن، جلو بردن، خوراک دادن، پروردن، چراندن، خوردن، خوراک، علوفه