فرهنگ آریانپور
خوراکی
#۸۳٬۰۶۹
chow
(زبان عامیانه) غذا، خوراکى، سگ خپله
meal
غذا، خوراکى، شام یا نهار، آرد (معمولاً غیر از آرد گندم) بلغور
edible
خوردنى، ماکول، چیز خوردنى، خوراکى
larder
دولابچه، گنجه خوراک، خوراکى
comestible
خوردنى، خوراکى (در جمع)، قابل خوردن
dietary
مربوط به رژیم غذایى
eatable
خوردنى، ماکول eating
internal
داخلى، درونى، ناشى از درون، باطنى
nourishment
غذا، قوت، خوراک، تغذیه