فرهنگ آریان‌پور

خوراکی

#۸۳٬۰۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

chow

(زبان عامیانه) غذا، خوراکى، سگ خپله

۲

meal

غذا، خوراکى، شام یا نهار، آرد (معمولاً غیر از آرد گندم) بلغور

۳

edible

خوردنى، ماکول، چیز خوردنى، خوراکى

۴

larder

دولابچه، گنجه خوراک، خوراکى

۵

comestible

خوردنى، خوراکى (در جمع)، قابل خوردن

۶

dietary

مربوط به رژیم غذایى

۷

eatable

خوردنى، ماکول eating

۸

internal

داخلى، درونى، ناشى از درون، باطنى

۹

nourishment

غذا، قوت، خوراک، تغذیه