فرهنگ آریان‌پور

خوراک سبک

#۸۳٬۰۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

bite

(past: bit ; past participle: bitten) ـ گاز گرفتن، گزیدن، نیش زدن، گاز، گزش، گزندگى، نیش

۲

lunch

ناهار، ظهرانه، ناهار خوردن

۳

snack

خوراک مختصر، خوراک سرپایى، ته بندى، زیرک، سریر، چالاک، بسرعت

۴

refection

تجدید قوا