فرهنگ آریان‌پور

خوراک روی میز

#۸۳٬۰۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

board

تخته، تابلو، شیئت، تخته یا مقوا و یا هر چیز مسطح، میز غذا، غذاى روى میز، اغذیه، میز شور یا دادگاه، هیئت عامله یا امنا، هیئت مدیره، تخته بندى کردن، سوارشدن، به کنار کشتى آمدن (بمنظورحمله)، تخته پوش کردن، پانسیون شدن، منزل کردن (در شبانه روزى) ـ

۲

table

میز، سفره، خوان، لوح، جدول، لیست، فهرست، (در مجلس) از دستور خارج کردن، معوق گذاردن، روى میز گذاشتن، در فهرست نوشتن، کوهمیز، مطرح کردن