واژههای فارسی←خوراک - یک -فرهنگ آریانپورخوراک - یک -#۸۲٬۹۶۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱messیک خوراک (از غذا)، یک ظرف غذا، هم غذایى (در ارتش و غیره) ـ شلوغ کارى کردن، آلوده کردن، آشفته کردنواژههای نزدیک در الفباخوبترینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخوبرومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخوبرویمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخوبروییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخوبیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخوبی - بهمان -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر