فرهنگ آریان‌پور

ازمایش کردن

#۸٬۲۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

quiz

امتحان، آزمایش کردن، چیز عجیب، مسخره کردن، شوخى، پرسش و آزمون

۲

essay

مقاله، انشاء، آزمایش کردن، آزمودن، سنجیدن، عیارگیرى کردن (فلزات)، تالیف، مقاله نویسى

۳

gauge

درجه، اندازه، پیمانه، مقیاس، معیار، ضخامت ورق فلزى یا قطر سیم و غیره، پیمانه کردن، آزمایش کردن، اندازه گرفتن، اندازه گیر

۴

approve

تصویب کردن، موافقت کردن (با)، آزمایش کردن، پسند کردن، روا داشتن

۵

experiment

آزمایش، تجربه، امتحان، عمل، تدبیر، تجربه کردن، آزمایش کردن