فرهنگ آریان‌پور

خودنمایی

#۸۲٬۹۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

vaunt

خودستایى کردن، لاف زدن، خودنمایى

۲

flaunt

به رخ کشیدن، بالیدن، خرامیدن، جولان دادن، خودنمایى، جلوه

۳

parade

رژه، سان، نمایش با شکوه، جلوه، نمایش، خودنمایى، جولان، میدان رژه، تظاهرات، عملیات دسته جمعى، اجتماع مردم، رژه رفتن، خود نمایى کردن

۴

panache

پر کلاه، پرخود، تل، خودفروشى، خودنمایى، جلوه

۵

foppery

خودساى، خودنمایى، جلفى، کارهاى جلف

۶

blatancy

سر و صدا، شلوغى، خودنمایى، خشونت، رسوایى

۷

frippery

خرده ریز، خرت و پرت، چیز کم بها، خودنمایى، خودفروشى

۸

cockiness

گستاخى، خودنمایى

۹

brag

لاف زدن، بالیدن، فخر کردن، با تکبر راه رفتن، باد کردن، لاف، مباهات، رجز خواندن

۱۰

pomp

شکوه، تجمل، جاه، غرور و تظاهر، پرجلال شدن

۱۱

show

(past: showed ; past participle: shown, showed) ـ نشان دادن، نمودن، ابراز کردن، فهماندن، نشان، ارائه، نمایش، جلوه، اثبات

۱۲

pretense

وانمود سازى، تظاهر، بهانه، ادعا

۱۳

mannerism

اطوار و اخلاق شخصى، سبک بخصوص نویسنده

۱۴

pomposity

دبدبه، شکوه، آب و تاب، جلوه و شکوه

۱۵

ostentation

خود نمایى، خود فروشى، تظاهر، نمایش

۱۶

exhibitionism

نوعى انحرافات جنسى که در آن شخص به وسیله نشان دادن آلت جنسى خود احساسات شهوانى را فرو مى نشاند، عریان گرایى