فرهنگ آریان‌پور

خودنمایانه

#۸۲٬۹۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

jazz

موسیقى جاز، سر و صدا، فریب، نشاط، جاز نواختن حرکت‌ بدن‌

۲

swank

سرحال و چابک، جست و خیز کن، قروغمزه آمدن، ناز و عشوه، خودفروشى، عالى، شیک و باشکوه خودمانی‌

۳

showy

خود فروش، خوش نما، زرق و برق دار، خود نما، پر جلوه

۴

ornate

بیش از حد آراسته، مزین، مصنوع، پر آب و تاب

۵

turgid

باد کرده، آماس دار، متورم، متسع، پر طمطراق

۶

showily

خود فروش، خوش نما، زرق و برق دار، خود نما، پر جلوه

۷

flourish

تزیینات نگارشى، جلوه، رشد کردن، نشو و نما کردن، پیشرفت کردن، زینت کارى کردن، شکفتن، برومند شدن، آباد شدن، گل کردن

۸

flatulent

باددار، نفخ دار، نفاخ، با طمطراق، پر آب و تاب flauntingly