فرهنگ آریانپور
خودنما
#۸۲٬۹۰۳
priggish
خودنما، ایرادى، سخت گیر exhibitionist
airy
هوایى، هوا مانند، با روح، پوچ، واهى، خودنما
cocky
از خود راضى، جسور، خودنما
facer
دورو، خودنما، پیاله لبالب، جام پر
perky
گستاخ، جسورانه، خودنما، متکبر، چابک
hector
(با حرف بزرگ) اسم خاص مذکر، آدم گردن فراز، خودنما، لاف زدن، قلدرى کردن، (افسانه یونان و با حرف بزرگ) یکى از فرزندان پریام (priam)
blatant
پر سر و صدا، شلوغ کننده، خودنما، خشن، رسوا
flaunty
پز ده، خودنما
ostentatious
متظاهر، خودنما، خودفروش
phony
(phoney =) ـ نادرست، غیر موثق، غلط، حقه باز، ساختگى
phoney
(phony =) ـ نادرست، غیر موثق، غلط، حقه باز، ساختگى
glaring
درخشندگى زیاد، روشنایى زننده، تابش خیره کننده، تشعشع، خیره نگاه کردن
pretentious
پرمدعا، پرجلوه، پر ادعا و متظاهر