فرهنگ آریان‌پور

خودنما

#۸۲٬۹۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

priggish

خودنما، ایرادى، سخت گیر exhibitionist

۲

airy

هوایى، هوا مانند، با روح، پوچ، واهى، خودنما

۳

cocky

از خود راضى، جسور، خودنما

۴

facer

دورو، خودنما، پیاله لبالب، جام پر

۵

perky

گستاخ، جسورانه، خودنما، متکبر، چابک

۶

hector

(با حرف بزرگ) اسم خاص مذکر، آدم گردن فراز، خودنما، لاف زدن، قلدرى کردن، (افسانه یونان و با حرف بزرگ) یکى از فرزندان پریام (priam)

۷

blatant

پر سر و صدا، شلوغ کننده، خودنما، خشن، رسوا

۸

flaunty

پز ده، خودنما

۹

ostentatious

متظاهر، خودنما، خودفروش

۱۰

phony

(phoney =) ـ نادرست، غیر موثق، غلط، حقه باز، ساختگى

۱۱

phoney

(phony =) ـ نادرست، غیر موثق، غلط، حقه باز، ساختگى

۱۲

glaring

درخشندگى زیاد، روشنایى زننده، تابش خیره کننده، تشعشع، خیره نگاه کردن

۱۳

pretentious

پرمدعا، پرجلوه، پر ادعا و متظاهر