فرهنگ آریان‌پور

خودمانی

#۸۲٬۸۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

homey

خودمانى، راحت و آسوده، خانه دار

۲

folksy

خوش مشرب، دوستانه، خودمانى

۳

hobnob

نوش، به سلامتى، دوستانه، خودمانى، به سلامتى کسى نوشیدن، صحبت دوستانه کردن

۴

familiar

آشنا، وارد در، مانوس، خودى، خودمانى

۵

familial

فامیلى، قومى، مربوط به خانواده، خویشاوندى، خودمانى، خانوادگى

۶

hail fellow

دوست صمیمى، صمیمى، نزدیک، خودمانى

۷

casual

اتفاقى، غیر مهم، غیر جدى

۸

chummy

صمیمى، خوش مشرب، یار

۹

homely

خانه، منزل، مرزوبوم، میهن، وطن، اقامت گاه، شهر، بخانه برگشتن، خانه دادن (به)، به طرف خانه home

۱۰

pickup

پیکاپ، دستگاه برقى ناقل صداى گرامافون، انتخاب، رشد، ترقى، تجدید فعالیت، چیدن، هر چیز انتخاب شده، آشنایى تصادفى، (دختر) بلند کردن، برداشتن، سوار کردن، گرفتن، بهبودى یافتن

۱۱

private

اختصاصى، خصوصى، محرمانه، مستور، سرباز، اعضاء تناسلى، پوشیده، شخصى

۱۲

homespun

بافت خانگى، بافت میهنى، وطنى، ساده

۱۳

informal

غیر صورى، غیر رسمى، خصوصى، بى قاعده، بى تشرفات nonstandard

۱۴

confidential

محرمانه، داراى ماموریت محرمانه، راز دار entre nous