واژههای فارسی←ازمایش شدهفرهنگ آریانپورازمایش شده#۸٬۲۸۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱proven(past: proved ; past participle: proved, proven) ـ ثابت کردن، در آمدنواژههای نزدیک در الفباازبکیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیازبیخ براوردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیازبیخ کندنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیازبین بردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیازبین بردن حشرات موذیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیازبین بردن موشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر