فرهنگ آریان‌پور

خودکار

#۸۲٬۸۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

automatic

خودکار، دستگاه خودکار، مربوط به ماشین هاى خودکار، غیر ارادى

۲

auyomated

خودکار شده، خودکار

۳

self charging

تحمیل شونده به نفس خود، خودکار، خود به خود پر شونده

۴

unmanned

فاقد مردانگى کردن، از مردى انداختن ballpoint (p

۵

mechanical

مکانیکى، ماشینى، غیر فکرى mechanical selfacting