فرهنگ آریانپور
خودش
#۸۲٬۷۹۴
itself
خودش (خود آن چیز، خود آن جانور)، خود
herself
خودش (آن زن)، خود آن زن، خودش را عامیانه
himself
خودش، خود او (در حال تاکید)، خود (آن مرد)
self
(sing.self) ـ خودشان، خودمان، خودتان
own
داشتن، دارا بودن، مال خود دانستن، اقرار کردن، تن در دادن، خود، خودم، شخصى، مال خودم
oneself
(one's self =) ـ خود، خود شخص، نفس، در حال عادى