فرهنگ آریانپور
خودسر
#۸۲٬۷۸۵
froward
خودسر، سرکش، سرسخت، خود راى، یاغى
wayward
خودسر، خود راى، نافرمان، متمرد
headstrong
خودسر، خود راى، لج باز، خودسرانه، لجاجت آمیز، لجوج
head strong
خودسر، خود راى، لجباز، لجوج، سرسخت
wilful
(willful =) ـ خودسر، مشتاق، مایل
willful
(wilful =) ـ خودسر، مشتاق، مایل
stubborn
سمج، خودسر، سرسخت، لجوج، خیره سر، کله شق
thrawart
پیچ خورده، در رفته، خودسر، کج خلق
unbridled
ول، بى لجام، خودسر
contumacious
سرکش، خودسر، سرپیچ، متمرد، یاغى
pertinacious
لجوج، خودسر، خیره سر، کله شق، سمج
hard mouthed
بد دهنه، بدلگام، (مجازى) خودسر، سرکش
despot
حاکم مطلق، سلطان مستبد، ستمگر، ظالم
erratic
نامنظم، سرگردان، غیر معقول، متلون، غیر قابل پیش بینى، دمدمى مزاج
despotic
مستبدانه
intractable
خود سر، سرپیچ، متمرد، خود سرانه، لجوج، خیره سر، ستیزه جو، لجوجانه، رام نشدنى
insubordinate
نا فرمان، گردن کش، سرکش