فرهنگ آریان‌پور

خودسر

#۸۲٬۷۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

froward

خودسر، سرکش، سرسخت، خود راى، یاغى

۲

wayward

خودسر، خود راى، نافرمان، متمرد

۳

headstrong

خودسر، خود راى، لج باز، خودسرانه، لجاجت آمیز، لجوج

۴

head strong

خودسر، خود راى، لجباز، لجوج، سرسخت

۵

wilful

(willful =) ـ خودسر، مشتاق، مایل

۶

willful

(wilful =) ـ خودسر، مشتاق، مایل

۷

stubborn

سمج، خودسر، سرسخت، لجوج، خیره سر، کله شق

۸

thrawart

پیچ خورده، در رفته، خودسر، کج خلق

۹

unbridled

ول، بى لجام، خودسر

۱۰

contumacious

سرکش، خودسر، سرپیچ، متمرد، یاغى

۱۱

pertinacious

لجوج، خودسر، خیره سر، کله شق، سمج

۱۲

hard mouthed

بد دهنه، بدلگام، (مجازى) خودسر، سرکش

۱۳

despot

حاکم مطلق، سلطان مستبد، ستمگر، ظالم

۱۴

erratic

نامنظم، سرگردان، غیر معقول، متلون، غیر قابل پیش بینى، دمدمى مزاج

۱۵

despotic

مستبدانه

۱۶

intractable

خود سر، سرپیچ، متمرد، خود سرانه، لجوج، خیره سر، ستیزه جو، لجوجانه، رام نشدنى

۱۷

insubordinate

نا فرمان، گردن کش، سرکش