فرهنگ آریان‌پور

خودداری‌ کردن

#۸۲٬۷۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

abstain

خوددارى کردن (از)، پرهیز کردن (از)، امتناع کردن (از)

۲

contain

محتوى بودن، دارا بودن، در بر داشتن، شامل بودن، خوددارى کردن، بازداشتن

۳

forbear

(past: forbore ; past participle: forborne) ـ احتراز کردن، امساک کردن، خوددارى کردن از، صرف نظر کردن، گذشتن از، اجتناب کردن از، گذشت کردن (forebear =) ـ (معمولاً به صورت جمع) نیا، اجداد، جد اعلى

۴

help

کمک کردن، یارى کردن، مساعدت کردن (با)، همدستى کردن، مدد رساندن، بهتر کردن چاره کردن، کمک، یارى، مساعدت، مدد، نوکر، مزدور

۵

keep

(past: kept ; past participle: kept) ـ نگاه داشتن، اداره کردن، محافظت کردن، نگهدارى کردن، جلوگیرى کردن، ادامه دادن، مداومت بامرى دادن نگاهدارى، حفاظت، امانت دارى، توجه

۶

stay

ماندن، توقف کردن، نگاه داشتن، بازداشتن، توقف، مکث، ایست، سکون، مانع، عصا، نقطه اتکاء، تکیه، مهار، حایل، توقفگاه

۷

avoid

دورى کردن از، احتراز کردن، اجتناب کردن، طفره رفتن از، (حقوق) الغاء کردن، موقوف کردن

۸

spare

دریغ داشتن، مضایقه کردن، چشم پوشیدن از، بخشیدن، براى یدکى نگاه داشتن، درذخیره نگاه داشتن، مضایقه، ذخیره، یدکى، لاغر، نحیف، نازک، کم حرف، یدک

۹

desist

باز ایستادن، دست برداشتن از، دست کشیدن

۱۰

decline

کاهش، شیب پیدا کردن، رد کردن، نپذیرفتن، صرف کردن (اسم یاضمیر)، زوال، انحطاط، خم شدن، مایل شدن، رو بزوال گذاردن، تنزل کردن، کاستن

۱۱

refrain

برگردان، خود دارى کردن، منع کردن، نگاه داشتن

۱۲

suppress

موقوف کردن، توقیف کردن، فرو نشاندن، خواباندن، پایمال کردن، مانع شدن، تحت فشار قرار دادن، منکوب کردن

۱۳

declination

میل، تمایل، دورى از محور اصلى