فرهنگ آریان‌پور

خودخواه

#۸۲٬۷۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

swelled head

خودخواه، داراى عقاید بزرگ، خود فروش

۲

mean

(past: meant ; past participle: meant) ـ میانه، متوسط، وسطى، واقع دروسط، حد وسط، میانه روى، اعتدال، منابع درآمد، عایدى، پست فطرت، بدجنس، آب زیرکاه، قصد داشتن، مقصود داشتن، هدف داشتن، معنى و مفهوم خاصى داشتن، معنى دادن، میانگین mean selfcentered selfserving

۳

egoist

(egotist =) ـ خودپرست

۴

asocial

غیر اجتماعى

۵

selfish

خودپسند، خود پرست، خود خواه

۶

egoistic

مبنى براصول خودپرستى که از روى مسلک و عقیده باشد، وابسته به خود

۷

egotistic

خودپسندانه، خودپرستانه، مبنى بر خودپرستى یا خودبینى egotistical