فرهنگ آریانپور
خودخواه
#۸۲٬۷۲۲
swelled head
خودخواه، داراى عقاید بزرگ، خود فروش
mean
(past: meant ; past participle: meant) ـ میانه، متوسط، وسطى، واقع دروسط، حد وسط، میانه روى، اعتدال، منابع درآمد، عایدى، پست فطرت، بدجنس، آب زیرکاه، قصد داشتن، مقصود داشتن، هدف داشتن، معنى و مفهوم خاصى داشتن، معنى دادن، میانگین mean selfcentered selfserving
egoist
(egotist =) ـ خودپرست
asocial
غیر اجتماعى
selfish
خودپسند، خود پرست، خود خواه
egoistic
مبنى براصول خودپرستى که از روى مسلک و عقیده باشد، وابسته به خود
egotistic
خودپسندانه، خودپرستانه، مبنى بر خودپرستى یا خودبینى egotistical