فرهنگ آریانپور
خودخواسته
#۸۲٬۷۲۰
willing
خواست، اراده، میل، خواهش، آرزو، نیت، قصد، وصیت، وصیت نامه، خواستن، اراده کردن، وصیت کردن، میل کردن، فعل کمکى " خواهم " will
witting
(بیشتر در جمع) معلومات، دانش، ذکاوت، هوش، قضاوت، اطلاعات، تعمد، قصدى
voluntary
ارادى، اختیارى، داوطلبانه، به خواست
intentional
قصدى، عمدى