فرهنگ آریانپور
خودپسند
#۸۲٬۶۹۶
selfish
خودپسند، خود پرست، خود خواه
self asserting
خودپسند، خود را جلو انداز، خود بیانگر
hoity toity
سبکسر، مغرور، خودپسند، کج خلق
self opinionated
خود سر، سرسخت، خودستا، خودپسند، خود راى
mean
(past: meant ; past participle: meant) ـ میانه، متوسط، وسطى، واقع دروسط، حد وسط، میانه روى، اعتدال، منابع درآمد، عایدى، پست فطرت، بدجنس، آب زیرکاه، قصد داشتن، مقصود داشتن، هدف داشتن، معنى و مفهوم خاصى داشتن، معنى دادن، میانگین
smug
خود بین، از خود راضى، کوته نظر، آبرومند، تمیز کردن سر و صورت دادن به
proud
گرانسر، برتن، مغرور، متکبر، مفتخر، سربلند proud selfcentered
inconsiderate
بى ملاحظه، بى فکر، سهل انگار، بى پروا