فرهنگ آریان‌پور

خودبین

#۸۲٬۶۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

bumptious

خودبین، از خود راضى، جسور

۲

vain

بیهوده، عبث، بى فایده، باطل، پوچ، ناچیز، جزیى، تهى، مغرور، خودبین، مغرورانه، به طور بیهوده

۳

arrogant

گردن فراز، متکبر، خودبین، گستاخ، پرنخوت

۴

stuck up

(در گویش) گستاخ، خودبین، خودستا، مغرور

۵

assuming

فرض کردن، پنداشتن، گرفتن، به خود گرفتن، به خود بستن، وانمود کردن، تظاهر کردن، تقلید کردن، بعهده گرفتن، تقبل کردن، انگاشتن

۶

inconsiderate

بى ملاحظه، بى فکر، سهل انگار، بى پروا selfabsorbed