فرهنگ آریان‌پور

خودبخود

#۸۲٬۶۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

automatically

خودبخود، به طور خودکار، به طور غیر ارادى، به صورت خودکار

۲

autonomic

مستقل، خودمختار، (زیست شناسى) ارادى، عمدى، (گیاه شناسى) خودبخود، (کالبد شکافى) منسوب به دستگاه عصبى خودکار

۳

instinctive

غریزى، فطرى، طبیعى، غیر ارادى، خودبخود

۴

involuntary

بى اختیار، غیر ارادى، غیر عمدى

۵

spontaneous

خود به خود، خود انگیز، بى اختیار، فورى