فرهنگ آریان‌پور

ازمایش

#۸٬۲۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

experiment

آزمایش، تجربه، امتحان، عمل، تدبیر، تجربه کردن، آزمایش کردن

۲

experimentation

آزمایش

۳

shy

خجالتى، کمرو، رموک، ترسو، مواظب، آزمایش، پرتاب، رم کردن، پرت کردن، از جا پریدن

۴

try

کوشش کردن، سعى کردن، کوشیدن، آزمودن، محاکمه کردن، جدا کردن، سنجیدن، آزمایش، امتحان، آزمون، کوشش

۵

exam

(examination =) ـ آزمون، آزمایه، امتحان، آزمایش، محک، بازرسى، معاینه، رسیدگى

۶

test

آزمون، آزمودن، آزمایش، امتحان کردن، محک، معیار، محک زدن، آزمودن کردن

۷

assay

سنجش، آزمایش، امتحان، عیارگرى، طعم و مزه چشى، مزمزه، کوشش، سعى، سنجیدن، عیار گرفتن، محک زدن، کوشش کردن، چشیدن، بازجویى کردن، تحقیق کردن

۸

trial

محاکمه، دادرسى، آزمایش، امتحان، رنج، کوشش، سعى

۹

examen

بازرسى، آزمایش، محک، مقاله ى انتقادى

۱۰

tryout

آزمون براى گزیدن نامزد مسابقات یا نمایش و غیره، آزمایش درجه استعداد، آزمایش

۱۱

testing

آزمون، آزمودن، آزمایش، امتحان کردن، محک، معیار، محک زدن، آزمودن کردن test

۱۲

probation

(probational =) ـ آزمایش، امتحان، آزمایش حسن رفتار و آزمایش صلاحیت، دوره آزمایش و کار آموزى، ارائه مدرک و دلیل، آزادى به قید التزام

۱۳

experience

آزمودگى، تجربه، تجربه کردن، تحمل کردن، آروین، ورزیدگى، کارآزمودگى، آزمایش، کشیدن، تمرین دادن

۱۴

temptation

اغوا، وسوسه، فریب، آزمایش، امتحان

۱۵

examination

آزمون، آزمایه، امتحان، آزمایش، محک، بازرسى، معاینه، رسیدگى

۱۶

probational

(probation =) ـ آزمایش، امتحان، آزمایش حسن رفتار و آزمایش صلاحیت، دوره آزمایش و کار آموزى، ارائه مدرک و دلیل، آزادى به قید التزام

۱۷

screening

پرده، روى پرده افکندن، غربال، غربال کردن، پرده سینما، صفحه تلویزیون، دیوار، تخته حفاظ، تور سیمى، پنجره تورى دار، الک کردن، تور سیمى نصب کردن (به در و پنجره)، روى پرده سینمایا تلویزیون نمایش دادن screen