فرهنگ آریان‌پور

ازگار

#۸٬۲۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

long

دراز، طولانى، طویل، مدید، کشیده، دیر، گذشته از وقت اشتیاق داشتن، میل داشتن، آرزوى چیزى را داشتن، طولانى کردن، (در شعر) مناسب بودن long longterm

۲

hitch

پیچ و خمیدگى، گرفتارى، مانع، محظور، گیر، تکان دادن، هل دادن، بستن (به درشکه و غیره)، انداختن

۳

entire

کاملاً، کلاً، سراسر

۴

running

دونده، مناسب براى مسابقه دو، جارى، مداوم

۵

complete

کامل، تمام، کامل کردن، انجام دادن، به انجام رساندن

۶

together

با، با هم، با یکدیگر، متفقا، با همدیگر، بضمیمه، باضافه