فرهنگ آریانپور
ازگار
#۸٬۲۵۵
long
دراز، طولانى، طویل، مدید، کشیده، دیر، گذشته از وقت اشتیاق داشتن، میل داشتن، آرزوى چیزى را داشتن، طولانى کردن، (در شعر) مناسب بودن long longterm
hitch
پیچ و خمیدگى، گرفتارى، مانع، محظور، گیر، تکان دادن، هل دادن، بستن (به درشکه و غیره)، انداختن
entire
کاملاً، کلاً، سراسر
running
دونده، مناسب براى مسابقه دو، جارى، مداوم
complete
کامل، تمام، کامل کردن، انجام دادن، به انجام رساندن
together
با، با هم، با یکدیگر، متفقا، با همدیگر، بضمیمه، باضافه