فرهنگ آریان‌پور

خود سرانه

#۸۲٬۵۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

intractable

خود سر، سرپیچ، متمرد، خود سرانه، لجوج، خیره سر، ستیزه جو، لجوجانه، رام نشدنى

۲

heady

تند، بى پروا، عجول شدید، مست کننده

۳

wayward

خودسر، خود راى، نافرمان، متمرد

۴

perverse

منحرف، در خطا، گمراه، هرزه، فاسد