فرهنگ آریان‌پور

خود سر

#۸۲٬۵۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

intractable

خود سر، سرپیچ، متمرد، خود سرانه، لجوج، خیره سر، ستیزه جو، لجوجانه، رام نشدنى

۲

self opinionated

خود سر، سرسخت، خودستا، خودپسند، خود راى

۳

untoward

تبه کار، فاسد، خود سر، نامساعد، بد آمد، نامناسب

۴

opinionated

خود راى، مستبد، خود سر

۵

froward

خودسر، سرکش، سرسخت، خود راى، یاغى