فرهنگ آریانپور
خود پیچیدن - به -
#۸۲٬۴۰۲
flinch
شانه خالى کردن، به خود پیچیدن، دریغ داشتن، مضایقه کردن، مضایقه، امساک
writhe
(از شدت درد یا شرم) به خود پیچیدن، پیچ و تاب خوردن، آزرده شدن
agonize
عذاب دادن، تحریف کردن، به خود پیچیدن، تقلا کردن
#۸۲٬۴۰۲
شانه خالى کردن، به خود پیچیدن، دریغ داشتن، مضایقه کردن، مضایقه، امساک
(از شدت درد یا شرم) به خود پیچیدن، پیچ و تاب خوردن، آزرده شدن
عذاب دادن، تحریف کردن، به خود پیچیدن، تقلا کردن