فرهنگ آریان‌پور

ازرده

#۸٬۲۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

peeved

ازرده، رنجیده

۲

irksome

خستگى آور، کسل کننده، متنفر، آزرده

۳

indignant

اوقات تلخ، متغیر، رنجیده، خشمگین، آزرده

۴

sore

زخم، ریش، جراحت، جاى زخم، دلریش کننده، سخت، دشوار، مبرم، خشن، دردناک، ریشناک

۵

upset

(past: upset ; past participle: upset) ـ واژگون کردن، برگرداندن، چپه کردن، آشفتن، آشفته کردن، مضطرب کردن، شکست غیر منتظره، واژگونى، نژند، ناراحت، آشفته

۶

sorehead

سردرد، شخص کم ظرفیت که در اثر باخت یا شکست عصبانى مى شود، زودرنج

۷

aggrieved

آزردن، جور و جفا کردن، غمگین کردن