فرهنگ آریان‌پور

ازردن

#۸٬۲۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

ail

آزردن، پریشان کردن، درد یا کسالتى داشتن، مانع شدن، عقب انداختن

۲

rile

آزردن، متغییر کردن، مغشوش کردن، هم زدن خودمانی‌

۳

aggrieve

آزردن، جور و جفا کردن، غمگین کردن

۴

fash

(vex =) ـ آزردن

۵

goad

سیخک، سیخ، خار، مهمیز، انگیزه، تحریک کردن، آزردن، سک، سک زدن

۶

grit

سنگریزه، شن، ریگ، خاک، ماسه سنگ، ثبات، استحکام، نخاله، سائیدن، آسیاب کردن، آزردن

۷

hurt

(past: hurt ; past participle: hurt) ـ آزار رساندن، آسیب زدن به، آزردن، اذیت کردن، جریحه دار کردن، خسارت رساندن، آسیب، آزار، زیان، صدمه

۸

annoy

دلخور کردن، آزردن، رنجاندن، اذیت کردن، بستوه آوردن، خشمگین کردن، تحریک کردن، مزاحم شدن

۹

grate

رنده، بخارى پنجره اى، بخارى تو دیوارى، شبکه، پنجره، میله هاى آهخنى، (معنى مجازى) قفس آهنى، زندان، صداى تصادم (نیزه و شمشیر)، حبس کردن، با شبکه مجهز کردن، شبکه دار کردن داراى نرده و پنجره آهنى کردن، رنده کردن، (به هم) سائیدن، (مجازى) آزردن، صداى خشن درآوردن، به زور ستاندن

۱۰

gripe

شکایت، شکوه کردن، نق نق زدن، گله کردن، گله، محکم گرفتن، با مشت گرفتن، آزردن، فهمیدن، گیر، گرفتن، چنگ، تسلط، مهارت، درد سخت، تشنج موضعى، قولنج

۱۱

harry

غارت کردن، چاپیدن، لخت کردن، ویران کردن، آزردن، بستوه آوردن

۱۲

harrow

چنگک زمین صاف کن و ریشه جمع کن، کلوخ شکن، با چنگک زمین را صاف کردن، آزردن، زخم کردن، جریحه دار کردن، غارت کردن، آشفته کردن

۱۳

afflict

رنجور کردن، آزردن، پریشان کردن، مبتلا کردن

۱۴

distaste

بى رغبتى، تنفر، بى میلى، بد آمدن، آزردن

۱۵

wig

کلاه گیس، گیس ساختگى، موى مصنوعى، داراى گیس مصنوعى کردن، سرزنش کردن