فرهنگ آریان‌پور

خوب جا دادن

#۸۲٬۲۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

stow

تنگ هم چیدن، خوب جا دادن، پر کردن، مخفى کردن، پریدن، انباشتن، بازداشتن

۲

tuck

چین، تاه، بالا زدگى، بالازنى، توگذارى، شیرینى مربا، نیرو، روحیه، چین دادن یاجمع کردن انت هاى طناب، تو گذاشتن، زور، شدت زومندى، درجاى دنج قرار گرفتن یا قرار دادن، شمشیر نازک