خوب
#۸۲٬۲۰۳
good
خوب، نیکو، نیک، پسندیده، خوش، مهربان، سودمند، مفید، شایسته، قابل، پاک، معتبر، صحیح، ممتاز، ارجمند، کامیابى، خیر، سود، مال التجاره، مال منقول، محموله
goodly
خوب، نیکو، نیک، پسندیده، خوش، مهربان، سودمند، مفید، شایسته، قابل، پاک، معتبر، صحیح، ممتاز، ارجمند، کامیابى، خیر، سود، مال التجاره، مال منقول، محموله واژه هاى شامل good
fine
جریمه، تاوان، غرامت، جریمه کردن، جریمه گرفتن از، صاف کردن، کوچک کردن، صاف شدن، رقیق شدن، خوب، فاخر، نازک، عالى، لطیف، نرم، ریز، شگرف
nifty
خیلى خوب، جذاب، زیرک، چالاک، نکته دان
buckra
مرد سفید پوست، ارباب، خوب
fairly
منصفانه، بى طرفانه، به طور میانه، بموقع، به طور روشن، خوب
fortunate
خوشبخت، مساعد، خوش شانس، خوب
favourable
مساعد، موافق، سازگار، همراه، امیدبخش، خوب، مطلوب، خجسته، درخور
sweet
شیرین، خوش، مطبوع، نوشین
peach
(گیاه شناسى) هلو، شفتالو، هر چیز شبیه هلو، چیز لذیذ، زن یا دختر زیبا، فاش کردن righton
smashing
تصادم، خردشدگى، برخورد، خرد کردن، شکست دادن، درهم شکستن، بشدت زدن، منگنه کردن، پرس کردن، ورشکست شدن، درهم کوبیدن hunkydory
terrific
ترسناک، هولناک، مهیب، عظیم، فوق العاده