فرهنگ آریانپور
خواهش
#۸۲٬۱۸۲
will
خواست، اراده، میل، خواهش، آرزو، نیت، قصد، وصیت، وصیت نامه، خواستن، اراده کردن، وصیت کردن، میل کردن، فعل کمکى " خواهم "
wish
خواستن، میل داشتن، آرزو داشتن، آرزو کردن، آرزو، خواهش، خواسته، مراد، حاجت، کام، خواست، دلخواه
request
درخواست، تقاضا، درخواست کردن، خواهش، خواسته، خواستار شدن، تمنا کردن، تقاضا کردن
plea
دادخواست، منازعه، مشاجره، مدافعه، عذر، بهانه، تقاضا، استدعا، پیشنهاد، وعده مشروط، ادعا
accord
جور کردن، وفق دادن، آشتى دادن، تصفیه کردن، اصلاح کردن، موافقت کردن (با)، قبول کردن سازگارى، موافقت، (موسیقى) توافق، هم آهنگى، دلخواه، طیب خاطر، (حقوق) مصالحه، پیمان، قرار، پیمان غیر رسمى بین المللى
petition
دادخواست، عرضحال، عریضه، تظلم، دادخواهى کردن، درخواست کردن