فرهنگ آریان‌پور

خواهد

#۸۲٬۱۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

will

خواست، اراده، میل، خواهش، آرزو، نیت، قصد، وصیت، وصیت نامه، خواستن، اراده کردن، وصیت کردن، میل کردن، فعل کمکى " خواهم "

۲

shall

(past: should ; past participle: should) ـ باید، بایست، بایستى، فعل معین