خواهان
#۸۲٬۱۵۱
fond
علاقمند، انس گرفته، مایل، مشتاق، شیفته، خواهان
actor
بازیگر، هنرپیشه، (حقوق) خواهان، مدعى، شاکى، حامى
desirous
مایل، خواهان، آرزومند، مشتاق، خواسته
libelant
(libellant =) ـ دادخواست دهنده، خواهان، تهمت زننده
studious
زحمتکش، ساعى، کوشا، درس خوان، کتاب خوان، مشتاق، خواهان، پرزحمت، بلیغ، جاهد
plaintiff
(حقوق) خواهان، دادخواه، عارض، شاکى، مدعى
candidate
داوطلب، خواهان، نامزد، کاندید، داوخواه
demandant
خواستار، متقاضى، درخواست کننده، طلب کننده، خواهان
libellant
(libelant =) ـ دادخواست دهنده، خواهان، تهمت زننده
complainant
شاکى، دادخواه، عارض، مدعى، خواهان الهیات
fain
خشنود، ناچار، متمایل، بخشنودى حقوق
lief
محبوب، عزیز، گرانبها، مطبوع، دلپذیر، مطلوب، مایل، آماده، از روى میل، محبوبه
willing
خواست، اراده، میل، خواهش، آرزو، نیت، قصد، وصیت، وصیت نامه، خواستن، اراده کردن، وصیت کردن، میل کردن، فعل کمکى " خواهم " واژه هاى شامل will
propitious
خوش یمن، میمون، شفیع، خیر خواه، مساعد