فرهنگ آریان‌پور

خواهان

#۸۲٬۱۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

fond

علاقمند، انس گرفته، مایل، مشتاق، شیفته، خواهان

۲

actor

بازیگر، هنرپیشه، (حقوق) خواهان، مدعى، شاکى، حامى

۳

desirous

مایل، خواهان، آرزومند، مشتاق، خواسته

۴

libelant

(libellant =) ـ دادخواست دهنده، خواهان، تهمت زننده

۵

studious

زحمتکش، ساعى، کوشا، درس خوان، کتاب خوان، مشتاق، خواهان، پرزحمت، بلیغ، جاهد

۶

plaintiff

(حقوق) خواهان، دادخواه، عارض، شاکى، مدعى

۷

candidate

داوطلب، خواهان، نامزد، کاندید، داوخواه

۸

demandant

خواستار، متقاضى، درخواست کننده، طلب کننده، خواهان

۹

libellant

(libelant =) ـ دادخواست دهنده، خواهان، تهمت زننده

۱۰

complainant

شاکى، دادخواه، عارض، مدعى، خواهان الهیات‌

۱۱

fain

خشنود، ناچار، متمایل، بخشنودى حقوق‌

۱۲

lief

محبوب، عزیز، گرانبها، مطبوع، دلپذیر، مطلوب، مایل، آماده، از روى میل، محبوبه

۱۳

willing

خواست، اراده، میل، خواهش، آرزو، نیت، قصد، وصیت، وصیت نامه، خواستن، اراده کردن، وصیت کردن، میل کردن، فعل کمکى " خواهم " واژه هاى شامل will

۱۴

propitious

خوش یمن، میمون، شفیع، خیر خواه، مساعد